وطن هرکس در حقیقت خود اوست
امروز روز تولد امیرحسن چهلتن است. در همینباره علیحیدری ،رضیه انصاری و افرا چیزی نوشتهاند.
او متولد تهران است در نهم مهر 1335. دانشآموختهی برق از دانشگاه علم و صنعت و دانشگاهی در انگلستان تا مقطع فوقلیسانس، نویسندهی یازده رمان و مجموعهداستان و یک فیلمنامه به زبان فارسی است. به همراه فریدون فریاد گفت و گوی مفصلی با محمود دولتآبادی منتشر کرده با نام "ما نیز مردمی هستیم". و دو رمان آخرش به زبان آلمانی منتشر شدهاند: تهران خیابان انقلاب و امریکاییکشی در تهران.
تمام آثار منتشر شدهی "امیرحسن چهلتن" به زبان فارسی را خواندهام. نوشتههای او را اینگونه دیدهام:
شبیه هیچکس نمینویسد. شبیه خودش است. از معدود نویسندههایی است که بر تاریخ معاصر مسلط است و آنچه نوشته بازگویی تاریخ است از مشروطه تا کودتای 28 مرداد از دوران انقلاب سفید و ماجرای ترور شاه تا وقایع ابتدای انقلاب 57. در بیستسالهگی اولین مجموعهداستاناش را منتشر کرده است. و اولین رماناش به نام "روضهی قاسم" بعد از انقلاب توقیف شده است. رمانی که در تهران پیدا میشود و خواندنی است و هنوز خون دارد و هنوز شبیه است به روایت تهران امروز. او به گویش تهرانی مینویسد و کتابهای او مرجع خوبی برای حفظ گویش و اصطلاحات تهرانیاند و از همه مهمتر شخصیت سایهای در کتابهاش دارد به نام "شهر". شهری به نام "تهران".
امیرحسن چهلتن این روزها ایران نیست. کتابهای او هم الان توی آن کتابخانهی سورمهای ردیف سوم سمت چپ جلوی روی من نیستند. کتابهایی که همه عکس نویسنده را بر روی خود حک کردهاند. نویسنده کمی به سمت جلو خم شده و دارد توی دوربین نگاه میکند. جدی است و نافذ نگاه میکند. این را مینویسم چون امروز روز تولد اوست و بدم نمیآید داستانهایی از او را چشمبسته نام ببرم برای خواندن. "عشق و بانوی ناتمام" اش دشوارترین کتاب اوست. اگر اهل کتابهای سختاید انتخاب بدی نیست. "تهران شهر بیآسمان" اش را از همه بیشتر دوست میدارم. اگر دنبال ریشههای اختلاس بزرگ هستید آقای کرامت و دوستاناش در این رمان میتوانند به شما کمک کنند. داستانهایی نوشته مثل "درد پنجم" که هرچه بخوانم سیر نمیشوم یا "اسرار مرگ میرزا ابوالحسنخانحکیم". اگر میخواهید تبحرش را در نوشتن کردار زنان دریابید "مهر گیاه" خوب است که من کمتر دوست دارماش. "کات منطقهی ممنوعه" هوشمندانه است بسیار هوشمندانه و "سپیدهدم ایرانی" حکایت چپ ایرانی از زاویهای دیگر است. چپ ایرانی که به آغوش دایی یوسف یا همسایهی شمالی پناه میبرد.
داشت فراموشام میشد. مهمترین خصوصیت او داشت فراموشام میشد. او یک نویسندهی حرفهای است. با اینکه کارشناس برق است و سالها در تخصصاش کار کرده چند سالی است که فقط مینویسد. اتفاقی که در ایران کم میافتد.
روز تولد او باید روز خوبی برای ادبیات ایران باشد. تولد شما مبارک آقای چهلتن!
"تیتر نوشته عنوان گفتوگوی اوست با روزنامهی شرق سال 1384"
