گم‌شده در بزرگ‌راه

نوشته‌های حامد اسماعیلیون

شراب یا سرکه‌ی هفت‌ساله!

هفت سال از عمر این وبلاگ گذشت. هیچ می‌دانستید که این وبلاگ را اصلن برای بررسی مساله‌ی مهاجرت راه‌اندازی کردم؟ داستان این وبلاگ و این‌که عاقبت نویسنده‌اش به این‌جا کشید خودش داستان خوبی از آب درمی‌آید. نویسنده‌گان خوب می‌دانند. درست مثل نوشتن داستانی می‌ماند که وسط‌مسط‌های کار از جاده‌ی اولیه خارج می‌شود و پایان دیگری می‌یابد.

به‌هرحال همین است که هست. هفت سال به یاداشتی فکر می‌کنی که در روزهای آخر خواهی نوشت و روزهای آخر حضور در ایران که می‌رسد هیچ در چنته‌ات نداری. نه که نداری خیلی هم فراوان است اما پدیده‌ی مهاجرت دیگر در چشم‌ات آن‌قدر حزن‌انگیز نیست که روز اول به آن فکر می‌کرده‌ای. اصلن دیگر عادی شده است. مثل سر کشیدن شیشه‌‌ی آب‌معدنی توی یخچال و مثل چک‌کردن لیست طولانی ای‌میل‌ها. البته من تا حدی به بیماری روانی "عدم تحمل موفقیت" هم مبتلا هستم مثل آن دونده‌ی ماراتنی که در لحظه‌ی قهرمانی جلوی خط پایان می‌ایستد و رد شدن رقبای‌اش را از خط تماشا می‌کند یا به عنوان مثالی بهتر همین زین‌الدین‌زیدان خودمان که دقایقی چند تا لمس کردن جام‌جهانی‌فوتبال با سر می‌‌رود توی سینه‌ی ماتراتزی و قهرمانی از کف می‌رود. به این می‌گویند "عدم تحمل موفقیت".

و حالا اگر پایان این داستان طولانی موفقیت نامیده شود این بیماری گاه تو را سقلمه می‌زند که نروی. هرچند صدای کوچکی در درون‌ات دارد اما سمج است و سوزناک. و تو هی در خیابان‌ها راه می‌روی و منتظری تا یکی به تو بد نگاه کند و یکی فحش‌ات بدهد تا آتش نفرت‌ات را بیفروزی و ثابت‌قدم تر شوی. و تو هی روزنامه‌ها و اخبار تلویزیون خودتان را تماشا می‌کنی و حرص می‌خوری و بنزین می‌ریزی روی آن آتش می‌ریزی می‌ریزی می‌ریزی تا گر بگیرد و آتش‌ات بزند و آن‌قدر شعله بکشد که تو را به یک پرتاب بیندازد بر صندلی یک هواپیما.

حالا خانه اما خالی است. دیگر نه خبری از آن صدای سمج سوزناک هست و نه از آن برنامه‌ی یادداشت‌نویسی هفت‌ساله. خودت هم مثل خانه خالی شده‌ای مثل جای خالی کتابخانه مثل جای خالی تردمیل و بخاری‌گازی و دستگاه دی‌وی‌دی. مثل تمام خرت‌وپرتی که رفته‌اند در چمدان‌ها و کارتن‌ها هرکدام در یک صف. کدام‌شان برای فروش است و کدام‌شان برای رفتن در آن ٧٢ کیلو بار ناچیزی که با خود خواهی برد؟

مهم این است که این وبلاگ حالا هفت سال دارد. هفت سال تمام. 

  
نویسنده : حامد اسماعیلیون ; ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۸